آمیتیس خورشید زندگی من و باباش
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 5:16
بازدید : 76 مرتبه سلام یکی دو شب قبل آمیتیس خانم که خوابش نمی برد از من درخواست یک قصه کرد و چون تمام داستان هایی که براش گفته بودم تکراری شده بود کلی فکر کردم و به مغزم فشار آوردم که چه داستانی بگویم که تکراری نباشه . القصه ما یهو به یاد داستان رستم و سهراب افتادیم و شروع کردیم به گفتن این داستان ک
آخرین روز مدرسه در سال 1395
-
تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 0:36
بازدید : 10 مرتبهخوش به حال غنچه های نیمه بازبوی باران بوی سبزه بوی خاکشاخه های شسته باران خورده پاک آسمان آبی و ابر سپیدبرگهای سبز بیدعطر نرگس رقص بادنغمه شوق پرستو های شادخلوت گرم کبوترهای مستنرم نرمک می رسد اینک بهارخوش به حال روزگارخوش به حال چشمه ها و دشت هاخوش به حال دانه ها و سبزه هاخوش به حا
آخرین روز مدرسه
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 0:56
صدای درون
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 4:53
تاريخ : يکشنبه 19 دی 1395 | نویسنده : مادربازدید : 19 مرتبهسلامدر درونم هیاهویی است صدایش به بیرون نمی رسد هر چه فریاد می زندپر از صداست پر از تفکرات پر از موضوعات مختلف پر از حرفهایی که هرگز گفته نشده پر است از پیشنهادات پر است از انتقاداتنمی دانم چرا همانجا جا خوش کرده اند هرگز مایل به تولد نیستند...
رستم و سهراب
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 4:53
بازدید : 11 مرتبهسلامیکی دو شب قبل آمیتیس خانم که خوابش نمی برد از من درخواست یک قصه کرد و چون تمام داستان هایی که براش گفته بودم تکراری شده بود کلی فکر کردم و به مغزم فشار آوردم که چه داستانی بگویم که تکراری نباشه .القصه ما یهو به یاد داستان رستم و سهراب افتادیم و شروع کردیم به گفتن این داستان که ....
تولد و ورود به مدرسه
-
تاریخ: 1395/9/15 ساعت: 13:00
تاريخ : پنجشنبه 2 آبان 1392 | نویسنده : مادر تاريخ : پنجشنبه 1 مهر 1395 | نویسنده : مادر بازدید : 47 مرتبه عزیزترینم امسال همزمان شدن تولدت و ورود به مدرسه و یه دنیای جدید پر از علم و اکتشاف و یادگیری چیزهای جدید رو بهت تبریک میگم و خوشحالم که میخواهی خوندن کتاب رو یاد بگیری و ازش هزاران بار لذت ببر...
چقدر زود می گذرد
-
تاریخ: 1395/9/15 ساعت: 13:00
تاريخ : پنجشنبه 2 آبان 1392 | نویسنده : مادر تاريخ : چهارشنبه 7 مهر 1395 | نویسنده : مادر بازدید : 32 مرتبه دختر عزیزم دیشب که به دفتر مشقت نگاه کردم یه لحظه رفتم یه زمان مبهم ، به یه تصویر تار که از ذهنم مونده تصویری که آنچنان رنگی هم نیست مثل تلویزیون های گذشته کلاس اولم رو میگم روز اولی که به مدر...
قلب نوشت
-
تاریخ: 1395/9/15 ساعت: 12:59
بازدید : 13 مرتبه بعضی ها نمی توانند خوب بودنشان را پنهان کنند همچنان که بعضی ها نمی توانند بد بودنشان را پنهان کنندگویی چشمها حرف می زند وقتی کسی نگاهت می کند تا ته ته فکرش را می توانی بخوانیوقتی از تو می پرسند می توانی تا انتها به نیتشان پی ببری و پاسخ ... و چه سخت است موقعی که نمی توانی یا مبهوت ...